مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)

بیتوته‌ی کوتاهی‌ست جهان

در فاصله‌ گناه و دوزخ.

خورشيد

هم‌چون دشنامی بر می‌آيد

و روز

شرمساریِ جبران‌ناپذيری‌ست.

آه...!

پيش از آنکه در اشک غرقه‌ شوم

چيزی بگوی

درخت،

جهلِ معصيت‌بار نياکان است

و نسيم،

وسوسه‌ای‌ست نابکار.

مهتاب پاييزی،

کفری‌ست که جهان را می‌آلايد.

چيزی بگوی

پيش از آنکه در اشک غرقه‌ شوم

چيزی‌ بگوی

هر دريچه‌ی نغز

بر چشم‌انداز عقوبتی می‌گشايد.

عشق،

رطوبت چندش‌انگيز پَلَشتی‌‌ست

و آسمان، سرپناهی

تا به خاک بنشينی و

بر سرنوشت خويش

گريه ساز کنی.

آه...!

پيش از آنکه در اشک غرقه‌ شوم

چيزی بگوی،

هرچه باشد

چشمه‌ها

از تابوت می‌جوشند

و سوگواران ژوليده آبروی جهانند.

عصمت به آينه مفروش

که فاجران نيازمندترانند.

خامُش منشين!

خدا را

پيش از آنکه در اشک غرقه‌ شوم

از عشق

چيزی بگوی...!

احمد شاملو / الف.بامداد