راه اگر سوی خرابات مغان دريابی/ منصور حلاج

راه اگر سوی خرابات مُغان دريابی

دارد اميد که اسرار نهان دريابی

از سر هستی موهوم سبک برخيزی

گر از آن ساقی جان رطل گران دريابی

دوست را کز دو جهان مسند او بيرون است

چو تبرا کنی از هر دو جهان دريابی...

منصور حلاج

ادامه نوشته...

گلی نازک ز گلزار معانی/ منصور حلاج

گلی نازک ز گل‌زار معانی

شکفته بود بر شاخ جوانی

دريغا کانچنان گل يافت آفت

از آسيب دم سرد خزانی

دريغا در فراق روی آن گل

خزان شد نوبهار زندگانی

گل از دستم بدر رفت و نرفته است

ز پای جان من خار نهانی...

منصور حلاج

ادامه نوشته...

يار با ما و ما از او دوريم/ منصور حلاج

گزیده ترجیع بند

آه کز روی دوست مهجوريم

يار با ما و ما از او دوريم

طور هستی است مانع ديدار

هم‌چو موسی اگر چه بر طوريم

ای مسيحای عشق برکش تيغ

که ز هستی خويش رنجوريم...

-

که مبين اختلاف هستی‌ها

بگذر از ما و من پرستی‌ها

منصور حلاج

ادامه نوشته...

ای سرو ناز رونق بستان عالمی/ منصور حلاج

ای سروِ نازْ رونق بستان عالمی

وی نور ديده شمع شبستان عالمی

جان منی و بی تو مرا نيست زندگی

تنها نه جان من، که تو خود جان عالمی

با خوی خوش چو عالم دل‌ها گرفته‌ای

اکنون درست گشت که سلطان عالمی...

منصور حلاج

ادامه نوشته...

گر بايدت ز عمر گرانمايه حاصلی/ منصور حلاج

ای دوست! سعی کن که بدست آوری دلی

گر بايدت ز عمر گرانمايه حاصلی

بنشان به چشمت از سر حرمت چو توتيا

گردی که خيزد از اثر پای مقبلی

گر چشم مرحمت بگشائی به حال خلق

رحمی کنی هر آينه بر اشگ سايلی...

حسین بن منصور حلاج

ادامه نوشته...