10 شاعر برگزیده کلاسیک شعر فارسی

مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)

لینک 10 شاعر برگزیده کلاسیک ↓

«رودکی» «فردوسی» «حافظ» «سعدی» «مولوی»

«عطار» «نظامی» «خیام» «جامی» «صائب»

می گذرد چون رود روان زیبایی.../ شمشاد کشتکار

می‌گذرد

چون رود روان

زیبایی

از چشم زمان

و تو جا می‌مانی

جان جهان شاید

«فرصت دیدن» باشد...

شمشاد کشتکار

چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم/ خاقانی شروانی

چون تلخ سخن رانی تُنگ شکرت خوانم

چون کار به جان آری جان دگرت خوانم

زهر غم خویشم ده تا عمر خوشت گویم

خاک در خویشم خوان تا تاج سرت خوانم

اشک و رخ من هر دو سرخ است و کبود از تو

خوش رنگ‌رزی زین پس عیسی هنرت خوانم

چون درد توام گیرد دامان غمت گیرم

آیم به سر کویت وز در به درت خوانم

زین خواندن بی‌حاصل بستم لب و بس کردم

هم کم شنوی دانم گر بیشترت خوانم

گفتی که چو وقت آید کارت به ازین سازم

این عشوه مده کانگه افسوس‌گرت خوانم

!از محنت خاقانی بس بی‌خبری ویحک

دانم نشوی در خط گر بی‌خبرت خوانم

خاقانی شروانی

مرگ غنی مقدمه جنگ وارث است/ صغیر اصفهانی

مرگ غنی مقدمه جنگ وارث است

رحمت به روح آنکه بمرد و کفن نداشت

صغیر اصفهانی

نانش بده و مپرس از ایمانش/ عمران صلاحی

آن شیخ که نور می‌دَمَد از جانش

رویانده زمینِ تشنه را بارانش

صد بوسه زنم به پای آن پیر که گفت:

«نانش بده و مپرس از ایمانش»

شاعر: عمران صلاحی

شیخ ابوالحسن خرقانی بَر سَر درِ خانقاهش:

«نانش بده و مپرس از ایمانش»

نان نماد زندگی، حق زیستن، بخشندگی، شفقت و نوع‌دوستی

Let kindness come first