بی آنکه دیده بیند در باغ احساس.../ احمد شاملو / الف.بامداد
بی آنکه دیده بیند،
در باغ
احساس میتوان کرد
در طرحِ پیچ پیچِ مخالفسرای باد
یأسِ موقرانهی برگی که
بیشتاب
بر خاک مینشیند...
احمد شاملو / الف.بامداد
بی آنکه دیده بیند،
در باغ
احساس میتوان کرد
در طرحِ پیچ پیچِ مخالفسرای باد
یأسِ موقرانهی برگی که
بیشتاب
بر خاک مینشیند...
احمد شاملو / الف.بامداد
مرگ غنی مقدمه جنگ وارث است
رحمت به روح آنکه بمرد و کفن نداشت
صغیر اصفهانی
آن شیخ که نور میدَمَد از جانش
رویانده زمینِ تشنه را بارانش
صد بوسه زنم به پای آن پیر که گفت:
«نانش بده و مپرس از ایمانش»
شاعر: عمران صلاحی
شیخ ابوالحسن خرقانی بَر سَر درِ خانقاهش:
«نانش بده و مپرس از ایمانش»
نان نماد زندگی، حق زیستن، بخشندگی، شفقت و نوعدوستی
Let kindness come first
نه لفظ آیینهٔ انشا، نه معنی قابل ایما
به این ساز است پنهانی، به این رنگ است پیدایی
بیدل دهلوی
متن کامل شعر در لینک زیر ↓
شکار خویش
ما در غم خویش غمگسارِ خویشیم
محنتزدگانِ روزگار خویشیم
سرگشته و شوریدۀ کار خویشیم
صیاد نهایم و هم شکار خویشیم
عسجدی مَرروَزی/ قرن 4 و 5
[«حقیقت.!.» نباید قربانی شود.!.]