خستگان را چو طلب باشد و قوّت نبوَد/ حافظ شیرازی
خستگان را چو طلب باشد و قوّت نبوَد
گر تو بیداد کنی شرط مُروّت نبوَد
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبوَد
خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبوَد
دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او
زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبوَد
گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مَکن
شیخ ما گفت که در صُومعه همّت نبوَد
چون طهارت نبوَد کعبه و بُتخانه یکیست
نبوَد خیر در آن خانه که عصمت نبوَد
حافظا! علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه
هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبوَد
حافظ شیرازی
[«حقیقت.!.» هرگز نباید قربانی شود.!.]