اگرچه نزد شما تشنه سخن بودم/محمدعلی بهمنی
مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)
زمانه
اگرچه نزد شما تشنه سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ میشود، آری...!
همیشه بیخبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلامهایم را
هر آنچه شیفتهتر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگیها را
اشارهای کنم انگار کوهکن بودم
من آن زُلالپرستم در آب گندِ زمان
که فکر صافی آبی چنین لجن بودم
غریب بودم و گشتم غریبتر اما
دلم خوش است که در غربت وطن بودم
لینک اشعار محمدعلی بهمنی↓
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط : سامیار کشتکار
|
[«حقیقت.!.» هرگز نباید قربانی شود.!.]