مست می‌خواهم تو را، من مست می‌خواهم تو را

از قدح سرشار‌تر، در دست می‌خواهم تو را

با حریفان روشن و با دوست ابر آلوده‌ای

آسمانا! آبی و یکدست می‌خواهم تو را

مثل آن شبنم که نورانی شد و پرپر زنان

رفت و با خورشید پیوست می‌خواهم تو را

مثل آن پیچک که در طوفان جنگل‌های زرد

خویش را بر شاخ سبزی بست می‌خواهم تو را

مثل آن چشمه که با اندیشه‌ی دریا شدن

ناگهان از خاک بیرون جَست می‌خواهم تو را

نیستم قانع به این دیدارهای بیش و کم

قصه را کوته کنم دربست می‌خواهم تو را

عمران صلاحی

http://persianpoetry.blogfa.com/category/193/78