بیا تقسیم کن این فرصتِ دیدار را با من

بغل کن زیرِ باران عطرِ گندم‌زار را با من

خدا فندک که زد با آذرخشش، پُک بزن سنگین

اگر شد دود کن یک نخ دو نخ سیگار را با من

اجاق از آتشِ دل کرده‌ام برپا برایِ چای

تماشا کن بخارِ قوریِ گُلدار را با من

بخند و خانه را نقاشی از رنگِ لبانت کن

پُر از رُزهایِ قرمز کن در و دیوار را با من

از آن صندوقِ شاه عباسی‌ات آیینه را بردار

بخوان ابرویِ عشق‌الدوله‌یِ قاجار را با من

سلامت بادِ عمرِ رفته لب‌هامان به رویِ هم

بنوش این پیکِ از مستانگی سرشار را با من

شلالِ گیسوانِ باد امضا کرده را واکن

شبانه در میان بگذار این طومار را با من

اگرچه عادتت نامهربانی بوده از اوّل

بیا و مهربانی کن همین یک‌بار را با من

خداحافظ! نگو که بی تو خیلی زود می‌میرم

نرو از پیشِ من هرگز، نکن این کار را با من

شهراد میدری

http://persianpoetry.blogfa.com/category/103/50

مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)