مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)

پُشتِ كاجستانْ بَرف

بَرف، يك دسته كلاغ

جاده يعنی غربت

باد، آواز، مسافر و كمی ميل به خواب

شاخِ پيچك و رسيدن و حياط

من وَ دلِ تنگ وَ اين شيشه‌ی خيس

می‌نويسم و فضا

می‌نويسم و دو ديوار و چندين گنجشك

يك نفر دلتنگ است

يك نفر می‌بافد

يك نفر می‌شمرد

يك نفر می‌خواند

زندگی يعنی: يك سار پريد

از چه دلتنگ شدی؟

دل‌خوشی‌ها كم نيست: مثلا اين خورشيد،

كودك پس فردا،

كفتر آن هفته

يك نفر ديشب مُرد

و هنوز... نان گندم خوب است

و هنوز... آب می‌ريزد پايين، اسب‌ها می‌نوشند

قطره‌ها در جريان،

بَرف بر دوشِ سُكوت

و زمان روی ستون فقرات گُل ياس

سهراب سپهری

http://persianpoetry.blogfa.com/category/9/4