مانند همیشه چشم‌هایم به در است/ جلیل صفربیگی

مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)

مانند همیشه چشم‌هایم به در است

بر سفره‌ی ما جگر نه، خونِ جگر است

ته مانده‌ی سفره‌ی شما را آورد

آری! پدرم مورچه‌ی کارگر است

جلیل صفربیگی

نه سیب نه گندم است بین من و تو/ جلیل صفربیگی

مرجع و مدخل شعر فارسی (Persian Poetry)

نه سیب نه گندم است بین من و تو

بین من و تو گم است بین من و تو

این عشق که دیگران از او می‌گویند

یک سوءتفاهم است بین من و تو

جلیل صفربیگی

در آب که شستی تن بی‌تابت را/ جلیل صفربیگی

در آب که شستی تن بی‌تابت را

دیدند تمام رودها خوابت را

لب‌هام به شکل بوسه ماهی شده‌اند

بنداز درون آب قلابت را

جلیل صفربیگی

http://persianpoetry.blogfa.com/category/155/65

ای اصل اميد بيم‌ها را درياب/ جلیل صفربیگی

ای اصل اميد! بيم‌ها را درياب

بابای همه! يتيم‌ها را درياب

هرچند خدا خودش كريم است، آقا !

لطفی كن و ياكريم‌ها را درياب..!

جلیل صفربیگی

http://persianpoetry.blogfa.com/category/155/65

من نام کسی نخوانده ام الا تو/ جلیل صفربیگی

من نام کسی نخوانده ام الا تو

با هیچ کسی نمانده ام الا تو

عید آمد و من خانه تکانی کردم

از دل همه را تکانده ام الا تو

دل بی تو درون سینه ام می گندد

غم از همه سو راه مرا می بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می خندد

امسالم و پیرارم و پارم رد شد

از شهر جوانی ام قطارم رد شد

مانند زنی سبزه بهار عمرم

زنبیل به دست از کنارم رد شد

جلیل صفربیگی

http://persianpoetry.blogfa.com/category/155/65